«من به شما آسپیرین خواهم فروخت»

هفته‌نامۀ آلمانی اشپیگل در نخستین شماره خود در ماه ژانویه سال ۱۹۷۴ میلادی متن مصاحبۀ مفصلی با محمد رضا پهلوی، پادشاه ایران، را منتشر ساخت.

«من به شما آسپیرین خواهم فروخت» عنوانی است که از سوی اشپیگل برای این مصاحبۀ مفصل انتخاب شده بود.
این عنوان نه فقط نمایانگر واکنش مجله آلمانی، بلکه بسیاری از محافل سیاسی و اقتصادی کشورهای غربی به تصمیمات و اهداف شاه ایران طی سال‌های نخستین دهۀ هفتاد میلادی بود.
اشپیگل در پیش درآمد این مصاحبه چنین می‌نویسد: استراتژی نفتی شاه – او بهای فروش نفت خام را بالا برده است تا به این وسیله مملکت خود را در عرض مدت ده سال به کشوری صنعتی تبدیل کند. او قصد دارد میلیون‌ها دلار درآمد نفتی خود را برای خرید سهام‌ شرکت‌های فولکس واگن و یا بایر سرمایه گذاری کند؛ او به کشورهای صنعتی ایراد می‌گیرد که بدون کار کردن، آسان و تن‌آسا زندگی کرده‌اند؛ او بر این باور است که می‌تواند کشورش را از مضامین منفی جوامع رفاه زده به دور نگاه دارد: در گفتگویی با اشپیگل، محمد رضا پهلوی، شاه ایران، اصول بنیانی استراتژی نفتی خود را بیان و تشریح می‌کند. او از حملۀ نظامی غرب هم واهمه‌ای ندارد – «چرا که در این صورت همه چیز (منفجر شده و) به آسمان می‌رود.»
اشپیگل: شما به بیان این مطلب پرداختید که تا زمانی که هنوز امکان بهره‌برداری از منابع سرشار ذغال سنگ وجود دارد، نفت بسیار با ارزش‌تر از آن است که به منظور گرم کردن و تولید نیروی برق برای روشنایی به هدر داده شود. آیا شما نگران نیستید که سیاست شما مبنی بر افزایش قیمت نفت، کشورهای غربی را به ایجاد یک طرح نوین در زمینۀ انرژی گرایش بدهد – با استفاده از سنگ نفت‌زا، نفت شن، انرژی اتمی و یا مایع سازی ذغال سنگ؛ تا به این ترتیب، پیش از آنکه شما بتوانید با پول نفت کشورتان را کاملاً پیشرفته کنید، از وابستگی خود به شما بکاهند؟
پادشاه: شما نمی‌توانید این کار بکنید. تا پیش از سال ۱۹۸۵ شما قادر به استفاده و ساخت رآکتورهای تولیدکننده سریع (Breader) و انرژی اتمی حاصله از آن نخواهید بود.
اشپیگل: این کاملاً درست است. اما شما نیز در سال ۱۹۸۵ بایستی همچنان به فروش نفت خود ادامه بدهید.
پادشاه: به چه شکل و فرمی؟ من نفت خود را به شکل فرآورده‌های پتروشیمی خواهم فروخت. من به شما آسپرین خواهم فروخت. من به شما پروتئین خواهم فروخت. در آن زمان من به شما دیگر نفت خام نخواهم فروخت!

منبع: تاریخ در تصویر

‎هفته‌نامۀ آلمانی اشپیگل در نخستین شماره خود در ماه ژانویه سال ۱۹۷۴ میلادی متن مصاحبۀ مفصلی با محمد رضا پهلوی، پادشاه ایران، را منتشر ساخت.

«من به شما آسپیرین خواهم فروخت» عنوانی است که از سوی اشپیگل برای این مصاحبۀ مفصل انتخاب شده بود.
این عنوان نه فقط نمایانگر واکنش مجله آلمانی، بلکه بسیاری از محافل سیاسی و اقتصادی کشورهای غربی به تصمیمات و اهداف شاه ایران طی سال‌های نخستین دهۀ هفتاد میلادی بود.
اشپیگل در پیش درآمد این مصاحبه چنین می‌نویسد: استراتژی نفتی شاه – او بهای فروش نفت خام را بالا برده است تا به این وسیله مملکت خود را در عرض مدت ده سال به کشوری صنعتی تبدیل کند. او قصد دارد میلیون‌ها دلار درآمد نفتی خود را برای خرید سهام‌ شرکت‌های فولکس واگن و یا بایر سرمایه گذاری کند؛ او به کشورهای صنعتی ایراد می‌گیرد که بدون کار کردن، آسان و تن‌آسا زندگی کرده‌اند؛ او بر این باور است که می‌تواند کشورش را از مضامین منفی جوامع رفاه زده به دور نگاه دارد: در گفتگویی با اشپیگل، محمد رضا پهلوی، شاه ایران، اصول بنیانی استراتژی نفتی خود را بیان و تشریح می‌کند. او از حملۀ نظامی غرب هم واهمه‌ای ندارد – «چرا که در این صورت همه چیز (منفجر شده و) به آسمان می‌رود.»
اشپیگل: شما به بیان این مطلب پرداختید که تا زمانی که هنوز امکان بهره‌برداری از منابع سرشار ذغال سنگ وجود دارد، نفت بسیار با ارزش‌تر از آن است که به منظور گرم کردن و تولید نیروی برق برای روشنایی به هدر داده شود. آیا شما نگران نیستید که سیاست شما مبنی بر افزایش قیمت نفت، کشورهای غربی را به ایجاد یک طرح نوین در زمینۀ انرژی گرایش بدهد – با استفاده از سنگ نفت‌زا، نفت شن، انرژی اتمی و یا مایع سازی ذغال سنگ؛ تا به این ترتیب، پیش از آنکه شما بتوانید با پول نفت کشورتان را کاملاً پیشرفته کنید، از وابستگی خود به شما بکاهند؟
پادشاه: شما نمی‌توانید این کار بکنید. تا پیش از سال ۱۹۸۵ شما قادر به استفاده و ساخت رآکتورهای تولیدکننده سریع (Breader) و انرژی اتمی حاصله از آن نخواهید بود.
اشپیگل: این کاملاً درست است. اما شما نیز در سال ۱۹۸۵ بایستی همچنان به فروش نفت خود ادامه بدهید.
پادشاه: به چه شکل و فرمی؟ من نفت خود را به شکل فرآورده‌های پتروشیمی خواهم فروخت. من به شما آسپرین خواهم فروخت. من به شما پروتئین خواهم فروخت. در آن زمان من به شما دیگر نفت خام نخواهم فروخت!

منبع: تاریخ در تصویر‎

31 اوت 2014 at 7:08 ب.ظ. بیان دیدگاه

این هم گزارشی که سردار دكتر قالیباف شهردار تهران منتظر آن بود:

این هم گزارشی که سردار دكتر قالیباف شهردار تهران منتظر آن بود:
عضو شورای شهر تهران: دلیل کشته شدن علی چراغی «باج خواهی ماموران شهرداری» بود!

رحمت اله حافظی، رئيس كميسيون سلامت شوراي شهر تهران در جلسه سه شنبه این شورا فاش کرد که ضرب و شتم و کشته شدن «علی چراغی» از سوی ماموران بازیافت منطقه چهار شهرداری تهران به دلیل «باج خواهی» این ماموران رخ داده است.
رحمت اله حافظی در تذکری خطاب به محمدباقر قالیباف شهردار تهران اعلام کرد که «رشوه و باجگیری در شهرداری، دفاتر خدمات الکترونیک و پیمانکاران بیداد می‌کند و شهرداری باید پنبه را از گوش در بیاورید و صدای مردم را بشنود.»

ايرج آدرين . ا در صفحه فيسبوك خود نوشته است: این هم گزارشی که سردار قالیباف شهردار تهران منتظر آن بود. ماموران شهرداری این کارگر بیکار را جلوی چشمان « ابوالفضل » پسرش آنقدر زدند که وقتی به بیمارستان رسید با وجود عمل جراحی جانش را به خدای مسلمان ها تسلیم کرده بود .

فرق میان کشته شدن انسانی در غزه
و انسانی ایرانی در تهران ؟
در تونس سیلی یک افسر پلیس به یک جوان دستفروش و بعد هم خودسوزی او انقلابی به وجود آورد که مقدمه ی « بهار عربی » شد و دیکتاتورهای آن منطقه را فراری داد . در ایران یک مامور شهرداری با پنجه بوکس و به طرز فجیعی مقابل چشمان پسرش
یک جوان دستفروش را کشته ؛ هیچ اتفاقی نیفتاد ؛ اعتراضی هم نشد. گریه کنندگان غزه هم خاموش ماندند . این یکی یک انسان بیکار بخت برگشته ای بوده که دستفروشی میکرده و ایرانی هم بوده…
مگر برای مرگ زیر شکنجه ی ستار بهشتی کارگر دیگر بیکار ؛ کسی اعتراض کرد ؟

29 اوت 2014 at 4:42 ب.ظ. بیان دیدگاه

آقای بان کی‌ مون فرش اهدایی دزدی بوده، آن را به ایران برگردانید!

آقای بان کی‌ مون فرش اهدایی دزدی بوده، آن را به ایران برگردانید!

داستان یک فرش؛ از خاتمی تا احمدی‌نژاد

این فرش در سال ۱۳۸۰ و در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی توسط تولید‌کننده‌‌اش به اداره صنعت، معدن و تجارت اصفهان (بازرگانی سابق) و به قصد تولید انبوه ارائه می‌شود. ایده طراح فرش این بوده که قالیچه‌ها، هدایای دوستانه‌ی روسای‌جمهوری ایران به شخصیت‌های سیاسی کشورهای دیگر شوند. اما تولیدکننده هرچه منتظر می‌ماند، پاسخی دریافت نمی‌کند و پیگیری‌هایش هم بی‌نتیجه می‌ماند.

تا اینکه نخستین بار در مهرماه سال ۱۳۹۱ خبر اهدای این قالیچه توسط محمود احمدی‌نژاد به بان کی‌مون با عکس و تفصیلات در سایت‌های خبری قرار می‌گیرد.

اکنون بعد از سه سال مشخص ‌شده، قالیچه‌ای که محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت دهم به بان کی‌مون اهدا کرده است، متعلق به پیرزن ۶۰ ساله بافنده‌ای بوده که دستمزد او تا کنون پرداخت نشده است.

به گفته اصغر تسلیمی، تولیدکننده‌ی فرش، این فرش یکی دوسال قبل از اهدا توسط احمدی‌نژاد، به امانت به مرکز ملی فرش ایران سپرده می‌شود تا در صورت موافقت، تسهیلاتی بگیرد و در حجم انبوه تولید شود. اما نه‌تنها تسهیلاتی به تولید‌کننده داده نشد، بلکه تنها قالیچه‌ی بافته‌شده هم سر از اتاق کار بان ‌کی‌مون یا مرکز هدایای سازمان‌ملل در می‌آورد؛ آن‌هم بدون پرداخت هزینه طرح و دستمزد بافنده.
در آخرین سفر احمدی‌نژاد به نیویورک، به قصد شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، او تصمیم می‌گیرد این قالیچه را به رییس سازمان‌ملل هدیه کند.
قالیچه‌ای که به طور امانت به مرکز ملی فرش واگذار شده‌ و منقوش به نقشه ایران و شعر «ایران ای مرز پرگهر» بود، در یک مراسم رسمی با حضور احمدی‌نژاد، الهام و ثمره هاشمی به بان ‌کی‌مون اهدا می‌شود.
پیگیری تولیدکننده‌ی ورشکسته تا در خانه احمدی‌نژاد

تولید‌کننده‌ی فرش یادشده برای پیگیری ماجرا به نهاد ریاست‌جمهوری نامه می‌نویسد، اما پاسخی نمی‌گیرد.
در نهایت تولید‌کننده فرش به منزل احمدی‌نژاد مراجعه می‌کند، و پس از دیدار با او نامه‌ای با مهر و امضا از رئیس‌جمهور سابق می‌گیرد مبنی بر این که پولی بابت فرش دریافت نکرده است.
اما باز هم به دلیل ورشکستگی تولیدکننده‌ی فرش، تسهیلاتی به او تعلق نمی‌گیرد و هیچ‌کس هم نمی‌داند قالیچه اماننی چرا و چطور به نهاد ریاست جمهوری رسیده است.
مرتضی فرجی، رییس وقت مرکز ملی فرش، به کل منکر امانتی بودن قالیچه است و به روزنامه شرق گفته است: «آن‌را یک بافنده به «مرکزملی فرش» هدیه کرده بود اما فرش مزبور در زمان ریاست «محمدباقر علیخانی» بر این مرکز، برای سفر رییس دولت به نهاد ریاست‌جمهوری داده شده است.»
جمع‌آوری شبانه موزه ریاست‌جمهوری
بنا به گزارش خبرگزاری‌ها، محمود احمدی‌نژادر در ساعات پایانی حضورش در کاخ ریاست جمهوری به اقدام مهمی دست زده است. به دستور او در نيمه شب جمعه يازدهم مردادماه، ۲۲۸۳ قلم هديه رييس جمهور از موزه کاخ ریاست جمهوری خارج شده است.
تمامی این هدایا دارای برچسب اموال نهاد رياست جمهوری بوده و اطلاعات مربوط به آنها در سيستم اموال موزه هدايا ثبت و ضبط شده است. به گفته خبرگزاری‌های ایران، این اموال در ۴ كاميون جاسازی و با ۵ ماشين زرهی اسكورت و به ساختمان لادن در ميدان ونك منتقل می‌شوند.
بنا به‌گزارش منابع خبری از ایران، بازماندگان تيم رييس جمهور سابق در تشريفات رياست جمهوری پرونده‌ها و اسناد مربوط به هدايای رياست جمهوری را از محل موزه خارج كرده‌اند تا در دسترس نباشند.
سيد ابراهيم رئيسی معاون اول قوه قضاييه در این خصوص گفته است: «اموال دولت مربوط به دولت است. هدايايی که در دوران رياست جمهوری آقای احمدي‌نژاد از كاخ خارج شده است، منع قانونی دارد.»

منبع: دویچه وله
به علت قوانین جدید فیسبوک و مشکلات فنی‌ لینک مطلب با یک ساعت تاخیر گذاشته خواهد شد

28 اوت 2014 at 9:53 ب.ظ. بیان دیدگاه

پنج استان با سوء تغذیه و ناامنی غذایی مواجهند

خبرگزاری هرانا – مدیرکل دفتر بهبود تغذیه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور از وجود سوء تغذیه و ناامنی غذایی در پنج استان کهگیلویه وبویراحمد، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان و خوزستان خبر داد.

به گزارش هرانا زهرا عبدالهی روز چهارشنبه در گفت‌و‌گو با ایرنا در یاسوج افزود: بر اساس مطالعات می‌دانی و بررسی‌های انجام شده کمبود ریزمغزی‌ها، آهن و انواع ویتامین‌ها به ویژه در کودکان دو تا پنج سال، دانش آموزان و زنان باردار در این استان‌ها رو به افزایش است.

وی بیان کرد: رفع و کاهش این چالش اساسی نیازمند یک عزم جدی ملی و همکاری و تعامل بیش از پیش بین بخشی در سطح کشور و این استان هاست که باید سایر متولیان و زیرمجموعه‌های دخیل در موضوع تغذیه بخش بهداشت را بیشتر یاری دهند.

عبدالهی، برخی سازمان‌ها و ارگان‌های دخیل در زمینه امنیت غذایی را شامل جهاد کشاورزی به لحاظ تولید و تامین مواد غذایی، صنعت، معدن و تجارت در زمینه کنترل قیمت و توزیع و سایر دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی از جمله آموزش و پرورش به جهت فرهنگ سازی و افزایش دانش غذایی اعلام کرد.

عبدالهی با اشاره به میزان کوتاهی قد در این استان‌های محروم از جمله کهگیلویه وبویراحمد اشاره کرد و افزود: میانگین کوتاهی قد در برخی این استان‌ها بیش از دو برابر شاخص کشوری است.

وی افزود: شاخص کشوری میانگین قد هم اکنون شش درصد است که در استان کهگیلویه وبویراحمد این میزان با دو برابر افزایش حدود ۱۲ درصد است.

عبدالهی ادامه داد: این در حالی است که میزان کوتاهی قد در کشور در دو دهه اخیر حدود ۲۰ درصد بوده است که نشان می‌دهد تحولی خوبی در این راستا انجام شده ولی به‌‌‌ همان میزان نیز شاهد بحران و ناامنی غذایی در استان‌های محروم هستیم.

عبدالهی به معضل بزرگ دیگری در این استان‌ها اشاره کرد و افزود: علاوه بر مشکل امنیت غذایی و کمبود ریزمغزی‌ها این استان‌ها از جمله کهگیلویه وبویراحمد نیز با افزایش میزان چاقی و بروز برخی بیماری‌های قلبی و عروقی به دلیل مصرف بی‌رویه غذاهای پرچرب، شیرینی جات و فست فود‌ها نیز مواجه هستند.

وی تصریح کرد: هم اکنون با مطالعات انجام شده بیش از ۴۷ درصد مرگ می‌ر‌ها در استان کهگیلویه وبویراحمد ناشی از بیماری‌های قلبی و عروقی و فشارخون بالاست.

عبدالهی افزود: کم تحرکی و مصرف مواد دخانی نیز بر مشکلات و بروز انواع بیماری‌ها از جمله دیابت و فشارخون بالا در استان‌ها افزوده است.

وی افزود: چنانچه در ۱۰ سال گذشته بیش از ۴۰درصد کودکان و دانش آموزان کشور با مشکل کم خونی و کمبود انواع ویتامین‌ها مواجه بودند اکنون این معضل تا حدودی کاهش یافته ولی در برخی شاخص‌ها هنوز با بحران مواجه هستیم.

این مسوول غذایی وزارت بهداشت افزود: اکنون بیش از ۷۰ و گاهی تا ۱۰۰ درصد دانش آموزان کشور با مشکل و کمبود ویتامین D مواجه هستند.

28 اوت 2014 at 9:41 ب.ظ. بیان دیدگاه

به گل رسیدن سدهای تهران و کمپین کلوخ: کلوخ بر سر نابود کنندگان «آب»

به گل رسیدن سدهای تهران و کمپین کلوخ: کلوخ بر سر نابود کنندگان «آب»

همزمان با داغ شدن کمپین «چالش سطل یخ» دکتر ناصر کرمی، خواستار کلوخ بر سر زدن هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد که با سدسازی بی‌رویه، مشکلات امروز مملکت را رقم زده‌اند شد.

دکتر ناصر کرمی، اقلیم‌شناس و کارشناس محیط زیست که از مخالفان سدسازی بی‌رویه در ایران محسوب می‌شود، در فیس‌بوک خود، سه رئیس جمهوری پیشین ایران را به چالشی کشیده که با کمپین «سطل آب و یخ» کاملا در تضاد است.

کرمی از روسای جمهوری پیشین خواسته به خاطر بلایی که بر سر منابع آب آورده‌اند، هر کدام کلوخ بر سر زنند.

متن کامل یادداشت کرمی به شرح زیر است:

هر طور که حساب می کنم سه نفر کافی نیست برای انجام کمپین کلوخ. (یعنی اجرای ما به ازای ایرانی آیس باکت چلنج و کوفتن یک کلوخ بر سر برای اطلاع رسانی در باره خشکیدن ایران و تبدیل همه اراضی آن به کلوخ). به همین خاطر در بسته‌های سه تایی چند پیشنهاد می‌دهم و برای هر کدام هم می‌گویم دلیل پیشنهادم چیست. پیشنهاد اول من سه رئیس جمهور سابق است. به این دلایل:

۱- هاشمی رفسنجانی: موج سد سازی‌ها در دوران سازندگی شروع شد. هاشمی خودش اهل کویر بود و مثل همه کویر نشینان توسعه را فقط در مهار آب می‌دید. از این جهت حرجی بر او نیست چون نمی‌شود گفت نیتش خیر نبود و واقع هم این است که فحول متخصصان حتی رشته‌های دانشگاهی مرتبط هم در آن زمان مثل او فکر می‌کردند. اما به هر حال ذهنیتی بدوی در باره توسعه کار ما را به اینجا کشاند که حالا هست.

۲- محمد خاتمی: او هم از کویر می‌آمد و دولت اصلاحات هم موج سدسازی را تداوم داد. گفته می‌شود سدها سهم اقتصادی حزب مشارکت بودند. البته سندی برای این گفته من ندیده‌ام. به هر حال خاتمی اجازه تداوم توسعه بدوی را داد به این هوا که جامعه مدنی خواهد آمد و همه چیز را اصلاح خواهد کرد. سدها ماندند و جامعه مدنی مثل مسیح که هرگز به ایلویی نرفت، به اینجا نیامد!

۳- محمود احمدی‌نژاد: مملکت مثل باقلوا رفت توی دهان آن نهادی که کارفرمای اصلی احمدی نژاد بود. نهاد اسمشو نیار تتمه پولی را که از خوان یغما نجات یافته و صرف امور عمرانی شده بود بتون کرد و ریخت توی آبراهه‌ها و به این شکل مثل شمر راه را بر آب‌ها بست. ضد توسعه جای توسعه بدوی را گرفت. از کویر آمده بود و تا توانست کویر را گستراند در ایران.

از این سه دولت‌مرد می خواهم برای جلب توجه مردم به خطر خشکسالی و سومالی شدن ایران به کمپین کلوخ بپیوندند. باشد که خداوند عاقبت همه ما را خیر بگرداند.

منبع: خودنویس

28 اوت 2014 at 9:38 ب.ظ. بیان دیدگاه

آیت الله مکارم شیرازی: اینترنت پرسرعت خلاف شرع و موازین انسانی است

مکارم شیرازی

آیت الله مکارم شیرازی به مسئولان اجرایی گفته که رواج اینترنت پرسرعت را «روشنفکری دینی و آزادی علمی» ندانند

آیت الله مکارم شیرازی کلیکفتوا داد: «خدمات اینترنت پر سرعت همراه و کلیه خدمات نسل سوم و بالاتر کاری بر خلاف شرع و بر خلاف موازین اخلاقی و انسانی است.»

این مرجع تقلید نزدیک به حکومت ایران، به مسئولان اجرایی توصیه کرد که رواج اینترنت پرسرعت را «روشنفکری دینی و آزادی علمی» تصور نکنند و از مسئولان قضایی خواست که «در این امر حیاتی بی تفاوت نباشند».

در همین حال خبرگزاری های ایران می دهند که مجوز نسل سوم و چهارم خدمات اینترنتی روی تلفن همراه امروز به شرکت های ایرانسل و همراه اول داده شده است.

خدمات اینترنتی «نسل سوم» یا ۳ جی (3G) ، امکان انتقال سریع تر داده های اینترنتی در تلفن های همراه و مشاهده آسان تر تصویر و فیلم ها را فراهم می کند. برنامه وزارت مخابرات دولت حسن روحانی برای توسعه این خدمات، با مخالفت محافظه کاران مواجه شده است.

محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران، سه شنبه ۴ شهریور (۲۶ اوت) در واکنش به فتوای اخیر آیت الله مکارم شیرازی، خطاب به وی و سایر مراجع کلیکاطمینان داد که «موضوع فرهنگ و اخلاق در نسل سوم به بالاتر و بقیه موارد» جزو «دغدغه های اصلی» دولت است و مجوزهای جدید، چیزی فراتر از آنچه شرکت رایتل از سه سال پیش ارائه می کند نخواهد بود.

همزمان با انتشار فتوای آقای مکارم شیرازی، گروهی از مسئولان و فعالان محافظه کار در میزگردهایی تحت عنوان «کلیکالزامات ورود به نسل‌های بالاتر تلفن ‌همراه» و «کلیکضرورت و الزامات تحقق شبکه ملی اطلاعات«، به انتقاد از توسعه خدمات اینترنت پر سرعت همراه و خدمات نسل سوم و بالاتر پرداخته‌اند.

نگرانی از ‹فتنه انگیزی› و ‹جاسوسی›

«فتوای آیت الله مکارم شیرازی، در پی استفتای ‹جمعی از فعالان فضای مجازی› منتشر شده که در مورد ‹آسیب‌های این نوع خدمات از جمله دسترسی آسان به مطالب، فیلم‌ها و عکس‌های ضد اخلاقی و ضد انسانی، شایعه پراکنی و فتنه انگیزی، تضعیف بنیان خانواده، جاسوسی و فروش اطلاعات محرمانه کشور و خانواده‌ها› هشدار داده اند«

آیت الله مکارم شیرازی در اظهار نظر جدید خود، دلایل «غیرشرعی» بودن خدمات نسل سوم و بالاتر را تبعاتی همچون «دسترسی جوانان و حتی نوجوانان به مطالب و فیلم‌ها و عکس‌های آلوده و فیلم‌هایی که ضدیت با اخلاق و عقاید اسلامی دارد» دانسته است.

این مرجع تقلید، از جمله دلایل دیگر مخالف خود با خدمات اینترنتی نسل سوم و بالاتر را این دانسته که «مجوزهای قانونی برای این کار گرفته نشده و مخالفت با قوانین جمهوری اسلامی جایز نیست با توجه به اینکه شبکه ملی اطلاعات که می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند فراهم نشده است».

وی به مسئولان دولتی توصیه کرده که برای قانونی شدن تصمیمات خود در توسعه خدمات اینترنتی تلفن های همراه، «با شورای عالی فضای مجازی که مرجع قانونی اینگونه امور است مطلب را در میان بگذارند».

شورای عالی فضای مجازی، در اسفند سال ۱۳۹۰ و توسط آیت الله خامنه ای برای سیاست گذاری عالی در زمینه اینترنت تاسیس شده و مسئولان ارشد سه قوه، فرماندهان نظامی و تعدادی از شخصیت های حقیقی مورد اعتماد رهبر ایران در آن عضویت دارند.

آیت الله مکارم شیرازی، فتوای جدید خود را در پاسخ به استفتای «جمعی از فعالان فضای مجازی» بیان کرده که راجع به «امنیت اخلاقی و روانی» کاربران خدمات اینترنتی پرسرعت ابراز نگرانی کرده اند.

«همزمان با انتشار این فتوا، گروهی از مسئولان و فعالان محافظه کار در میزگردی تحت عنوان «ضرورت و الزامات تحقق شبکه ملی اطلاعات»، به انتقاد از توسعه خدمات اینترنت پر سرعت همراه و کلیه خدمات نسل سوم و بالاتر پرداخته اند«

این فعالان در استفتای خود، در مورد «آسیب‌های این نوع خدمات از جمله دسترسی آسان به مطالب، فیلم‌ها و عکس‌های ضد اخلاقی و ضد انسانی، شایعه پراکنی و فتنه انگیزی، تضعیف بنیان خانواده، جاسوسی و فروش اطلاعات محرمانه کشور و خانواده‌ها» هشدار داده اند.

در متن استفتا، همچنین از «فرصت سوزی دولت‌های مختلف» ایران در اجرای پروژه «شبکه ملی اطلاعات» انتقاد شده است.

دولت ایران، طبق برنامه پنجم توسعه موظف به راه اندازی «شبکه ملی اطلاعات» شده که یک شبکه اینترنتی داخلی و تحت نظارت بیشتر حکومت ایران خواهد بود.

محافظه کاران ایران، به تازگی فشار بر دولت حسن روحانی را برای اجرای سریع تر این شبکه افزایش داده اند.

26 اوت 2014 at 7:54 ب.ظ. بیان دیدگاه

دیدبان حقوق بشر: ده‌ها نفر در کرج به‌ طور غیرقانونی زندانی‌اند

سازمان ديدبان حقوق بشر روز سه‌شنبه، ۲۸ مرداد، از مقامات ايران خواست تا ده‌ها فردی را که به گفته اين نهاد تنها به دليل استفاده از حقوق بنيادی خود از جمله ابراز عقايد و شرکت در گردهم‌آيی‌های صلح‌طلبانه دستگير و زندانی شده‌اند «بلافاصله و بی‌قيد و شرط» آزاد کند.

ديدبان حقوق بشر که مقرش در نيويورک است با بررسی پرونده ۱۸۹ تن که در سه زندان در  کرج به سر می‌برند، گزارشی ۵۹ صفحه‌ای تهيه کرده و می‌گوید که ده‌ها نفر در این شهر به‌ طور غيرقانونی زندانی‌اند.

بر اساس اين گزارش، از ميان پرونده‌های بررسی شده ۶۳ نفر تنها به دليل ابراز عقيده يا استفاده از حق تجمع دستگير و زندانی شده‌اند و در ۳۵ مورد ديگر افراد زندانی به اتهام‌هایی منتسب به تروريسم به مرگ محکوم شده‌اند.

ديدبان حقوق بشر می‌افزايد يکی از اتهام‌های ده‌ها بهايیکه در زندان به سر می‌برند «ترويج فساد روی زمين» است.

اين نهاد مدافع حقوق بشر می‌افزايد دو کشيش مسيحی، دو نوکيش مسيحی، ۹ خبرنگار و وبلاگ‌نويس و هفت وکيل مدافع حقوق بشر از جمله محمد سيف‌زاده از همکاران شيرين عبادی، برنده جايزه صلح نوبل، در کرج زندانی‌اند.

منابعی که آشنايی با وضعيت برخی از اين زندانيان دارند به ديدبان حقوق بشر گفته‌اند که بسياری از اين افراد به نظر می‌رسد هفته‌ها يا ماه‌ها در مراکز وزارت اطلاعات ايران زندانی بوده و تحت شکنجه يا بدرفتاری قرار گرفته‌اند.

اين نهاد حقوق بشری می‌افزايد، در ميان زندانيان کرج، فعالان سنی يا «ميسيونرها» نيز ديده می‌شوند که خواهان اجرای بنيادگرايانه اصول و احکام مذهب تسنن هستند.

بسياری از اين افراد از اقليت‌های کرد و بلوچ ايران هستند، ولی در ميان آنها اتباع خارجی نيز ديده می‌شود.

مقامات ايران اين زندانی‌ها را به عمليات مسلحانه از جمله قتل يا تهديد امنيت ملی ايران متهم می‌کنند.

ماه گذشته نیز سه روزنامه‌نگار از جمله جیسون رضائیان، خبرنگار ایرانی‌ـ‌آمریکایی روزنامه آمریکایی واشینگتن پست، در تهران بازداشت شدند.

سخنگوی قوه قضاييه جمهوری اسلامی ايران می‌گويد که اتهام خبرنگار واشينگتن پست و دو روزنامه‌نگار ديگر «امنيتی» است.

روز دوازدهم ژوئن، ديدبان حقوق بشر همراه با ۱۷ سازمان مدافع حقوق بشر دیگر از دولت ايران خواست تا از اعدام زندانی‌های کرج جلوگيری کند.

جو استورک، معاون خاورميانه و شمال آفريقای ديدبان حقوق بشر، می‌گويد که انتخاب يک رئيس‌جمهور ميانه‌رو در ايران در سال گذشته اين اميد را ايجاد کرد که زندانی‌های سياسی اين کشور آزاد خواهند شد.

19 اوت 2014 at 9:37 ب.ظ. بیان دیدگاه

نوشته‌های پیشین نوشته‌های تازه‌تر


بایگانی

نوشته‌های تازه