شورای هماهنگی راه سبز خواستار خانه ماندن مردم در روز انتخابات مجلس شد
۱۳۹۰/۱۲/۰۴
اين شورا که می گويد مخالفان دولت محمود احمدی نژاد و هواداران جنبش سبز را نمايندگی می کند در بيانيه خود همچنين از مردم ايران خواسته که يک روز قبل از انتخابات- ۱۱ اسفندماه- «با حضور گسترده و پرشور در اماکن عمومی (مراکز خريد، ميادين و پارک ها) به ويژه در فاصله ساعت های چهار تا شش بعد از ظهر برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمايشی» مجلس حضور پيدا کنند.
اين شورا، نظام جمهوری اسلامی را بی اعتقاد به «جمهوريت و اسلاميت» دانسته و گفته است: «امروز کسانی مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می کنند که ذره ای برای رای مردم ارزش قائل نيستند و در پی آن هستند تا در اولين فرصت، بقايای نشانه های جمهوريت و مردم سالاری را بزدايند و با خاطری آسوده، انتصابی شدن همه مناصب را اعلام کنند.»
انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی قرار است ۹ روز ديگر در سراسر ايران برگزار شود که بسياری از گروه های اصلاح طلب و مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ايران شرکت در آن را تحريم کرده اند.
رقابت اصلی در اين انتخابات ميان گروه های اصولگرايی است که هوادار آيت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد هستند.
شورای هماهنگی راه سبز اميد در بخش ديگری از بيانيه خود تصريح کرده است: « اين روزها مردم از خود می پرسند مگر مجلس کنونی چه تغييری در زندگی شان بوجود آورده که حالا با شور و شوق در انتخابات مجلس آينده شرکت کنند؟ برای چه بايد در انتخاب مجلسی که قوانين مصوبه آن مورد بی اعتنايی مجريان قانون و حتی گاه خود قانونگذاران قرار می گيرد، و نقش نظارتی اش بر دستگاه های اجرايی کشور با يک تماس تلفنی از مراکز قدرت تعطيل می شود، مشارکت کنند؟»
اين تشکل سياسی که مقر آن در خارج از کشور است، می افزايد: «دستگاه های تبليغاتی اقتدارگرايان سعی می کنند با انتقال نقطه ثقل مشکلات کشور از داخل به خارج، احساسات ميهن دوستانه ايرانيان را برانگيزند تا از اين راه، بر نابسامانی های عديده اقتصادی، اجتماعی و سياسی که مسبب آن هستند سرپوش گذارند و از پاسخگويی به مردم فرار کنند.»
بر اساس بيانيه شورای هماهنگی راه سبز اميد، « گردانندگان نمايش انتخاباتی می خواهند اين بار هم از حربه های تبليغاتی نخ نمايشان استفاده کنند و با تبليغات گسترده در باره خطراتی که کشور را تهديد می کند، بحران سازی و بحران نمايی کنند و از مردم بخواهند برای مقابله با آن بحران ها به پای صندوق های رای بيايند.»
اين شورا گفته است: «شگفتا که کسانی که انقلاب را از محتوا و اصالت آن تهی کردهاند امروز برای ترغيب شرکت مردم در انتخابات به انقلاب و چهره های بارز آن متوسل می شوند! شرکت در انتخاباتی نمايشی که باعث ترغيب حاکميت استبداد به ادامه سياستهای ضد ملی و ضد مردمی منجر و به تثبيت استبداد بينجامد، در واقع نه تنها وظيفهای انقلابی نيست بلکه مغاير با آرمانهای ملت در انقلاب اسلامی سال ۵۷ است.»
در اين بيانيه خطاب به «فرماندهان دستگاه سرکوب» گفته شده است: «مگر شما با سرکوب مردم معترضی که تنها و تنها به دنبال رای گم شده و مصادره شده شان بودند، شهادت ده ها تن از جوانانی که هر يک سرمايه ای برای آينده اين کشور بودند، دستگيری صدها نفر که جز پاسداشت از جمهوريت نظام دغدغه ای نداشتند، حبس خانگی چهره های تابناک دوران مبارزه و جنگ تحميلی، سانسور مطبوعات و تعطيلی احزاب سياسی نمی خواستيد سکوت گورستانی بر کشور حاکم شود؟ اينک مردم می خواهند نتايج اين سکوت گورستانی را به نمايش بگذارند.»
شورای هماهنگی راه سبز اميد می گويد: «در گورستان، کسی جشن نمی گيرد، حتی برای دلخوشی شما! اگر می خواهيد به قول خودتان تنور انتخابات را گرم کنيد، مانند انتخابات سال ۸۸ ارقام را دستکاری کنيد، به صدا و سيمای غيرملی سفارش بدهيد از همين حالا گزارش های تفصيلی از استان های مختلف تهيه کند و صف های انتظار را طولانی تر از هميشه نشان دهد، فردای روز رأی گيری ميزان مشارکت را بی سابقه توصيف کنيد و برای يکديگر پيام های تبريک ارسال کنيد، اما گناه اين مردم چيست که نمی خواهند هيزم آن تنور باشند؟»
مقام های جمهوری اسلامی ايران در هفته های اخير خواستار «حضور پرشور» مردم ايران در انتخابات شده اند.
يحيی رحيم صفوی، دستيار نظامی آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز اول اسفندماه گفت: «خواهشم از همه کسانی که صدای من را می شنوند اين است که در انتخابات پيش روی مجلس يک حضور سرنوشت ساز داشته باشند.»
برخی از رهبران ايران از جمله آيت الله خامنه ای پيش بينی کرده اند که حضور مردم در اين انتخابات بسيار پرشور خواهد بود. وی روز نوزدهم دی ماه گفته بود: «من پيش بينی می کنم که به لطف و فضل الهی، حضور مردم در اين انتخابات دشمن شکن خواهد بود.»
مخالفان می گويند که شرايط لازم برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم در ايران فراهم نيست و گروه های عمده اصلاح طلب نيز از برآورده نشدن شرايط محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران، به عنوان دليلی برای شرکت نکردن در انتخابات نام برده اند.
آقای خاتمی در يکسال گذشته بارها گفته بود که بايد شرايط يک انتخابات سالم و آزاد در کشور فراهم شود، به حصر خانگی رهبران جنبش سبز- ميرحسين موسوی و مهدی کروبی- پايان داده شود، زندانيان سياسی آزاد شوند و مطبوعات و احزاب سياسی اجازه فعاليت آزادانه داشته باشند.
اصولگرايان و رسانه های وابسته به آنها اين شرايط را رد کرده اند.
بازداشت دانشجویی که در دانشگاه یاسوج لبهایش را دوخت
داریوش جلالی، دانشجوی ایرانی که در دانشگاه یاسوج لبهایش را دوخت
بنابر گزارشها، یک دانشجوی دانشگاه یاسوج که تصویر ویدئویی او با دهان دوخته در یوتیوب منتشر شده، بازداشت شده است.
این ویدئو نشان می دهد که داریوش جلالی به نشانه اعتراض به «وضعیت دانشگاه یاسوج» لبهایش را دوخته و خود را به نردههای دانشگاه زنجیر کرده بود.
مطالب مرتبط
یک منبع آگاه در گفت و گو با بیبیسی فارسی با تایید این خبر گفت :»داریوش جلالی، دانشجوی رشته مهندسی مواد دانشگاه یاسوج و ورودی سال ۱۳۸۸، که سال گذشته به مدت سه ماه به زندان افتاده بود، در اعتراض به محدودیتهای اعمال شده در دانشگاه و مشکلاتی که بعد از آزادی برای او ایجاد شده بود، در روز ۳۰ بهمنماه دهانش را دوخت.»
این منبع آگاه افزود:» نیروهای حراست دانشگاه به محض اطلاع از این موضوع، آقای جلالی را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کردند، از آن زمان تاکنون نیز هیچ اطلاعی از وضعیت این دانشجو و محل بازداشت وی در دست نیست.»
داریوش جلالی در بهمن سال ١٣٨٩ چند روز پس از تظاهرات ٢۵ بهمن توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت و به یک سال حبس محکوم شد.
وی بعد از گذراندن سه ماه حبس از زندان آزاد شد.
این منبع آگاه همچنین گفت :»داریوش جلالی پس از آزادی از زندان با تعلیق های پیاپی از تحصیل و همچنین فشار هایی از طرف حراست دانشگاه مواجه شده بود.»
وی در هنگام این حرکت اعتراضی بیانیهای منتشر کرده که در بخشی از آن آمده است :»اما چرا بدین شیوه معترضم؟ چرا با دهان بسته؟ چرا با پای در زنجیر نشسته؟ دهان خود را دوخته ام، چرا که فریاد تظلم خواهی ام را کسی نشنید. پای خود بسته ام چرا که دویدنم به جایی نرسید. هر چه فریاد زدم کسی نشنید، گفتم شاید سکوتم را بشنوند، هر چه دویدم کسی ندید، گفتم شاید به غل نشستنم را ببینند.»
بزرگترین و ترسناک ترین راز زندگی علی خامنه ای برملا شد!
آخرین بروز رسانی در چهارشنبه، ۰۳ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۲۸ نوشته شده توسط امیرعباس فخرآور
سه شنبه شب، ۲۱ فوریه ۲۰۱۲ همراه یکی از دوستان روی مقاله ای در خصوص نقش جمهوری اسلامی در ترورهای اخیر کار می کردیم.
در حین تحقیقات، همکارم اتفاقی به نکته ای عجیب برخورد کرد و از من پرسید: آیا علی خامنه ای هیچوقت در روسیه بوده است؟
با تعجب گفتم که من هیچگاه چنین چیزی نشنیده ام و بانگاهی به زندگینامه خامنه ای روی وبسایت رسمی اش متوجه شدم که اصلا به این نکته اشاره نشده است. لینک این ویدیو را برایم فرستاد و با چشمان حیرت زده ویدیو را دیدم و در حالی که عرق سردی بر تمام بدنم نشسته بود، به راز بزرگ و ترسناک زندگی سید علی خامنه ای پی بردم. این ویدیو گزارشی کوتاه از مراسم جشن پنجاهمین سالگرد تاسیس دانشگاه پاتریس لومومبا در شهر مسکو، پایتخت روسیه است که توسط تلویزیون دولتی روسیه “آر تی” تهیه شده است.
گزارشگر تلویزیون روسیه اشاره میکند که در جشن ۵۰ سالگی دانشگاه پاتریس لومومبا، معروف به دانشگاه دوستی مردم روسیه، هزاران فارغ التحصیل این دانشگاه در شهر مسکو گرد هم جمع شدند. هدف این دانشگاه که بیش از پنجاه سال پیش تاسیس شده است، تربیت “گروهی از نخبگان در سراسر جهان” است.
ولادیمیر فلیپف، رئیس این دانشگاه می گوید: سی درصد از دانشجویان این دانشگاه را دانشجویان خارجی تشکیل میدهند و دانشگاه ما نه تنها در زمینه علوم سیاسی بلکه علوم انسانی “گروهی از نخبگان جهانی” را تربیت کرده و به کشورهای متبوعشان بازمیگرداند. وی افزوده است که عمده دانشجویان خارجی این دانشگاه از کشورهای آفریقایی، آسیایی و آمریکای لاتین هستند که این نخبگان می توانند با فارغ التحصیلان دانشگاه های آمریکایی و اروپایی رقابت کنند. حدود یکصد هزار فارغ التحصیل این دانشگاه در ۱۶۵ کشور جهان در حال کار و فعالیت هستند. گزارشگر تلویزیون دولتی روسیه، سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، محمود عباس رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین و رئیس جمهور هندوراس را بعنوان تعدادی از دانشجویان برجسته این دانشگاه معرفی می کند.
در ادامه این گزارش عنوان می شود که “دانشگاه دوستی مردم روسیه” در سال ۱۹۶۰ یعنی دقیقا در سالی که بسیاری از کشورهای آفریقایی استقلال یافتند، تاسیس شده است. این دانشگاه برای یادگیری سایر کشورها از تجربیات اتحاد جماهیر شوروی و ارتباط هرچه نزدیکتر با این کشور ایجاد شده است. عبدالرحمن سیلا در وصف این دانشگاه می گوید: ما باید بدانیم که این یک نهاد آموزشی منحصر بفرد است. این دانشگاه از بدو تاسیس فرصتی را برای جوانان مستعد از کشورهای در حال توسعه فراهم کرد تا بتوانند از امکانات آموزشی با کیفیتی استفاده کنند. امروز هم این رویه ادامه دارد و جوانان پس از تحصیل در این دانشگاه به کشورهای خود بازمی گردند و تبدیل به “رهبران در زمینه های خاص” می گردند! وی معتقد است که جهان به این دانشگاه نیاز دارد.
این تعریف دولت روسیه از دانشگاه پاتریس لومومبا است. اما ببینیم واقعیت این دانشگاه و راز افسانه ای و ترسناک حضور سید علی خامنه ای رهبر خود خوانده مسلمین جهان در این دانشگاه چیست!؟
صبق اسناد و گزارشهای فراوان دانشگاه پاتریس لومومبا یا همان دانشگاه دوستی مردم روسیه، در سال ۱۹۶۰ با مدیریت مستقیم سازمان مخوف امنیت شوروی معروف به “کا گ ب” تاسیس شد و از همان آغاز تحت عنوان “آکسفورد تروریستها” شناخته می شد.
دکتر ایلان برمن در جزوه ای تحقیقاتی تحت عنوان روسیه و خلا قدرت در خاور میانه که ژوئن سال ۲۰۰۱ منتشر کرد، دانشگاه پاتریس لومومبا را آکادمی تربیت نیروهای ضد آمریکایی برای کشورهای جهان سوم، خطاب میکند که البته بسیاری از مدیران فعلی جمهوری اسلامی از آنجا فارغ التحصیل شده اند و از جمله سید علی خامنه ای و غلامحسین محسنی اژه ای از دیگر چهره های سرشناسی که فارغ التحصیل این دانشگاه هستند، تروریست ونزوئلایی ایلیچ رامیرز سانچز معروف به کارلوس شغال را میتوان نام برد که در حال حاضر دوران محکومیت حبس ابد را در زندانی در فرانسه می گذراند. وی یکی از بزرکترین تروریستهای تاریخ است که عملیات چریکی و تروریستی را در دانشگاه پاتریس لومومبا فرا گرفت و به ماموریتهای بین المللی اعزام شد. پدر وی یک مارکسیست معتقد بود که نام پسرش را به جهت علاقه فراوان به لنین یلیچ گذاشت که نام پدری لنین میباشد. برادران وی را هم لنین و ولادیمیر نامید.
همچنین فیدل کاسترو، یاسر عرفات و هوگو چاوز از دیگر تعلیمه یافتگان این مرکز بزرگ پرورش تروریست هستند. در واقع این دانشگاه جوانان مستعد را از کشورهای آفریقایی ، آمریکای جنوبی ، خاور میانه و آسیا انتخاب کرده و به آنها بورسهای بسیار خوب دولتی می داده تا با اصول انقلابیگری مارکسیستی و ضد آمریکایی آشنا شوند و سپس به کشورها یشان بازگشته و مقدمات انقلاب را فراهم کنند ، که البته عمدتا با مبارزات چریکی و مسلحانه توأم بوده است. آموزشهای جنگ روانی، کار با انواع اسلحه، نبرد های چریکی، سازماندهی باند های سیاسی مخالف و مسلح و تصفیه حسابهای خونین پس از انقلاب از مجموعه دروس این دانشگاه به خصوص در فاصله سالهای ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۴ بوده است. بسیاری از انقلابهای چپگرایانه در این سالها ریشه در دانشگاه پاتریس لومومبا داشته اند. هدف نهایی ایجاد شبکه ای بزرگ از رهبران انقلابی در سراسر جهان بود که همه آنها روابط نزدیک و ویژه ای با اتحاد جماهیر شوروی داشته باشند و به این شکل بتوانند حلقه محاضره را بر کشورهای بلوک سرمایه داری یا دموکراسیهای غربی تنگ و تنگ تر کرده و به رؤیای جهان یک دست شده مارکسیستی جامه عمل بپوشانند.
بزرگترین راز زندگی سید علی خامنه ای در مصرف روزانه خاویار یا بوقلمون و یا سواری بر اسبهای اصیل عربی و حیف و میل بیت المال خلاصه نمی شود. بزرگترین و ترسناکترین راز زندگی خامنه ای مربوط به دورانی است که هیچ اشاره ای به آن در زندگینامه های وی نشده است و پرده از اسرار بسیاری در خصوص ماهیت رژیم جمهوری اسلامی بر میدارد. خامنه ای در سال ۱۹۶۴ میلادی برابر با ۱۳۴۳ خورشیدی به شوروی سفر می کند و در دانشگاه پاتریس لومومبا وابسته به سازمان امنیت شوروی به تحصیل مشغول می شود.
پرسش کلیدی اینجاست که در سالهای دهه شصت میلادی که هیچ خبری از انقلاب در ایران نبود، دلیل حضور سید علی خامنه ای در دانشگاه رسمی سازمان امنیت شوروی چه میتوانست باشد؟ آیا جز اینکه ایشان در اندیشه تبدیل شدن به جاسوس امپریالیسم شرق برای مبارزه با شاه و امپریالیسم غرب بود؟
به نظر می رسد سید علی پرچم ولایت فقیه و جانشینی برحق امام زمان را بواسطه شجره نامه ساختگی اش از دستان آن امام غایب دریافت نکرده است و این پرچم را در مرکز تربیت تروریست شوروی از دستان نمایندگان لنین و استالین گرفته است تا بتواند تیشه ای بر پیکره امپریالیسم آمریکا بزند. حالا با بر ملا شدن این راز تکلیف “ذوب شدگان در ولایت” چه می شود که به عشق وساطت مولایشان برای ورود به بهشت، خون پاکترین جوانان ایرانزمین را بر سنگفرش خیابان ها ریخته اند؟ راستی گیرم که ما دروغ می گوییم و شایعه برای مقام عظمای ولایت ساخته ایم، دولت روسیه چه دلیلی دارد که به دروغ سید علی خامنه ای را فارغ التحصیل این دانشگاه معرفی کند و چرا خامنه ای چیزی از ارتباطش با این دانشگاه و تحصیل در آن را در زندگینامه اش نیاورده است؟ خیلی دوست دارم نظر کسانی را که نه تنها نقطه سیاه ، بلکه هیچ نقطه خاکستری در زندگی خامنه ای ندیده بودند را در این مورد بدانم.
کشف یک گروه تروریستی مرتبط با ایران
جمهوری آذربایجان از کشف یک ‹گروه تروریستی مرتبط با ایران› خبر داد
روابط ایران و آذربایجان در ماه های اخیر متشنج بوده است
وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان اعلام کرد که پلیس این کشور اعضای یک گروه تروریستی را بازداشت کرده است که برای ایران کار می کردند.
بر اساس اطلاعیه وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان که از تلویزیون دولتی «آذ تیوی» منتشر شد، این افراد قصد حمله تروریستی علیه «شهروندان خارجی» را داشتند و مشغول جمع آوری اطلاعات در مورد اهداف خود بودند.
این اطلاعیه می افزاید که مقادیر زیادی مواد منفجره، سلاح و مهمات از بازداشت شدگان به دست آمده است.
تعداد بازداشت شدگان و جزئیات بیشتر در مورد «شهروندان خارجی» مورد نظر آنها منتشر نشده است.
وزارت امنیت ملی جمهوری آذربایجان اعلام کرده است که اعضای این گروه مستقیما با سپاه پاسداران ایران و گروه حزب الله لبنان مرتبط بوده اند.
این اتهامات در شرایطی علیه دولت ایران مطرح می شود که روابط این کشور با جمهوری آذربایجان اخیرا متشنج بوده است.
دولت جمهوری آذربایجان حدود یک ماه پیش از بازداشت دو تن از ساکنان بومی به اتهام طراحی برای قتل دو معلم یک مدرسه یهودی به دستور ایران خبر داده بود.
دولت ایران متقابلا می گوید که مقامات جمهوری آذربایجان چشم خود را به روی فعالیت های ضد ایرانی اسرائیل در داخل خاک خود بسته اند.
اتهام تلاش ایران برای حمله به شهروندان خارجی در جمهوری آذربایجان در پی رشته اتهامات مشابهی مطرح می شود که مقامات ایران در روزهای اخیر در هند، گرجستان و تایلند با آن روبرو بوده اند.
دولت اسرائیل ایران را به تلاش برای حمله به اهداف اسرائیلی در این سه کشور متهم کرده بودند
محمدسعید ذاکری دبیر سیاسی هفتهنامه ۹ دی بازداشت شد.
به گزارش فارس، شب گذشته محمد سعید ذاکری دبیر سیاسی هفتهنامه ۹ دی به دلیل انتشار یادداشتی(با عنوان علی لاریجانی از چه میهراسد؟) در این هفتهنامه احضار و بازداشت شد. در این مقاله مطالبی درباره علی لاریجانی، مراجع تقلید، شورای نگهبان و جامعه مدرسین مطرح شده بود.
روز گذشته، دو تن از نویسندگان هفتهنامه ۹ دی احضار شدند که در این بین محمد رضا نقدی و محمدسعید ذاکری پس از احضار، بازداشت شدند. پس از اینکه محمد رضا نقدی اعلام کرد که مقاله مذکور نوشته نامبرده نیست، وی آزاد گردید.
بر اساس این گزارش، ذاکری تا لحظه انتشار این خبر همچنان در بازداشت به سر میبرد.
عزتالله انتظامي: اين جمع حضور نداشته باشم بهتر است

اين بازيگر كه استعفايش را امروز از طريق ايسنا اعلام كرد ، در ادامه توضيح داد: تغييراتي توسط مدير عامل خانه هنرمندان در اعضاي شوراي عالي داده شد، در حالي كه اين تصميمها بايد در مجمع عمومي انجام شود.
وي افزود: اين تغييرات برخلاف اساسنامه بوده است و اعضاي جديدي آمدند كه من با آنها آشنا نيستم و ديدم ديگر به آنجا نروم بهتر است.
انتظامي تاكيد كرد: اعضايي كه در شوراي عالي خانه هنرمندان ايران حاضر بودند نماينده جايي نبوده و به لحاظ موقعيت و شخصيت حقيقي خود انتخاب شده بودند.
این گزارش می افزاید: عزتالله انتظامي به صورت مكتوب در نامهاي خطاب به غلامحسين اميرخاني، رييس شوراي عالي خانه هنرمندان ايران از حضور در اين شورا و نايب رييسي آن استعفا داد.
متن اين استعفا به شرح ذيل است:
«استاد ارجمند جناب آقاي اميرخاني
رياست محترم شوراي عالي خانه هنرمندان ايران
استحضار داريد در اوايل تشكيل خانه هنرمندان ايران به تقاضاي آقاي بهروز غريبپور عنوان نيابت رييس شورايعالي خانه را پذيرا شدم و تا اين زمان در جمع فرهيختگان و بزرگان انديشه و هنر از هيچ كوششي در جهت اعتلاي آن كوتاهي نكردم و هر آنچه برايم مقدور بود به انجام رساندم.
حال كه عزيزان و بزرگاني كه با آنان در شورايعالي انس و الفتي داشتم حضور ندارند من نيز با پوزش استعفاي خود را تقديم ميدارم».
نامه شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب به علی مطهری
آقای مطهری! دوستان ما برای همین انتقادها شکنجه شدند و در زندانند
چکیده :امروز و پس از حوادث پس از انتخابات ما سوالات جدی داریم که کسی حاضر به پاسخگویی نیست و صادقانه تر آنکه هراس از اشاره به آنها داریم، چه رسد بی لکنت بیان کردن آنها! امروز نسبت حکومت و دین با این اتفاقات که به باورهای بسیاری از مردم لطمه زد برای ما نیز دچار ابهام شده است. جایگاه مخالفین در ولایت فقیه کجاست؟ غیر از «له کردن مخالف زیر پای خود» برخورد جناح اصولگرا نسبت به مخالفین خود در دو سال گذشته چه نامی دارد؟ نسبت به عملکرد رهبری سوالات زیادی داریم که متاسفانه بخشی از ان را قابل دفاع نمی دانیم؛ و تصور کنید در این شرایط سخنان آقاتهرانی را که مرز این سوالات را خط خون! می دانند….

شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب در نامه ای خطاب به علی مطهری، با بیان اینکه مدتی است رفتار حاکمیت و شرایط کشور شما را نیز بر آن داشته است که فریاد اعتراض و انتقاد سر دهید و مسئولین را به عقلانیت، عدالت و منطق دعوت کنید. از اعتراض به رد صلاحیت غیرقانونی و اعتراض به خفه کردن منتقدان تا اعتراض به تحدید آزادی بیان و اعتراض به هموار کردن راه استبداد تا اعتراض به قانونشکنی و قانونگریزی، پرسیده اند: اینک اما میپرسیم آیا تمام انتقادات دلسوزان نظام و اعتراضات مردمی سال ۸۸ به اعلام نتیجه انتخابات جز همین انتقادات نبود؟
به گزارش کلمه، این جوانان همچنین با اشاره به اتفاقات رخ داده در دو سال و نیم اخیر پرسیده اند: مگر جز این نبود که اعتراضکنندگان جز برای باز پس گرفتن آراء نادیدهانگاشتهشان (حتی با فرض غلط بودن این تصور) و تخلف گسترده در انتخابات از پخش پول نقد در روستاها و شهرهای کوچک در هفته های منتهی به ایام تبلیغات تا دفاع تمام قد صدا و سیما و سپاه و بسیج و اعضای شورای نگهبان از کاندیدای مقابل و رفتار غیر شرعی و غیر اخلاقی أقای احمدی نژاد در مناظره ها، به خیابانها آمده بودند؟ و آیا کسانی که آن روز چنین انتقاداتی سر میدادند بازداشت و روانه زندانها نشدند؟ آیا امروز زندانهای کشور مملو از معترضین به همین رفتارها و سیاستهای انحصارطلبانه نیست؟ آیا معترضین به براندازی متهم نشدند؟
در بخشی از این نامه با تاکید بر اینکه “ما و شما میدانیم که «جمهوری اسلامی» آن هم نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، آن چیزی نیست که امروز شاهد آن هستیم.” آورده شده است: علیرغم همه این ها امروز ما و همه دلسوزان نظام و کشور نگران ارزشهای مطلوب انقلاب و مردم هستیم، نه نگران هزینههایی که تاکنون در این راه دادهایم. نگران حاکم شدن تفکری هستیم که همه داشته های انقلاب را تنگ نظرانه می بلعد و تلخ تر این که تفکر متوهم داستان سرا امروز در دستگاه هایی که قرار بود چشم امین نظام و مردم باشد رخنه کرده و حقایق را وارونه نشان می دهد.
متن این نامه به گزارش کلمه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر علی مطهری
با سلام و احترام
مدتی است رفتار حاکمیت و شرایط کشور شما را نیز بر آن داشته است که فریاد اعتراض و انتقاد سر دهید و مسئولین را به عقلانیت، عدالت و منطق دعوت کنید. از اعتراض به رد صلاحیت غیرقانونی و اعتراض به خفه کردن منتقدان تا اعتراض به تحدید آزادی بیان و اعتراض به هموار کردن راه استبداد تا اعتراض به قانونشکنی و قانونگریزی.
گفتن از مخدوش شدن اعتماد مردم به نظام، انتقاد از رویکرد تعطیل عقل در برابر ولایت فقیه و منتسب کردن مشکلات کشور به آن، گفتن از برخوردهای قرون وسطایی و به حق مرتبط کردن رویگردانی مردم از دین و ایمان به اینگونه رفتارها، سخن از انحراف در سپاه پاسداران و دخالتهای غیرقانونی این نهاد انقلابی در عرصههای اقتصادی و سیاسی کشور و …
جناب آقای مطهری
پرسیدهاید که «آیا در کشور ما اگر کسی مثلا معتقد باشد که مدیریت بحران سال ۸۸ و نوع برخورد با معترضان، کارآمد و مناسب نبوده است، حق دارد اظهار نظر کند؟» و کسانی را که بازیگردان حملات ناجوانمردانه به منزل سردار علایی بودهاند، از زاویه دفاع از آزادی بیان هشدار دادهاید و آنها را از «تعصب» برحذر داشتهاید. اینک اما میپرسیم آیا تمام انتقادات دلسوزان نظام و اعتراضات مردمی سال ۸۸ به اعلام نتیجه انتخابات جز همین انتقادات نبود؟ آیا در آن روزگار جز بازگشت به روشهای برگزاری انتخابات سالم، خواسته دیگری بود؟ مگر جز این نبود که اعتراضکنندگان جز برای باز پس گرفتن آراء نادیدهانگاشتهشان (حتی با فرض غلط بودن این تصور) و تخلف گسترده در انتخابات از پخش پول نقد در روستاها و شهرهای کوچک در هفته های منتهی به ایام تبلیغات تا دفاع تمام قد صدا و سیما و سپاه و بسیج و اعضای شورای نگهبان از کاندیدای مقابل و رفتار غیر شرعی و غیر اخلاقی أقای احمدی نژاد در مناظره ها، به خیابانها آمده بودند؟ و آیا کسانی که آن روز چنین انتقاداتی سر میدادند بازداشت و روانه زندانها نشدند؟ آیا امروز زندانهای کشور مملو از معترضین به همین رفتارها و سیاستهای انحصارطلبانه نیست؟ آیا معترضین به براندازی متهم نشدند؟ آقای مطهری امروز در شرایطی این نامه را برای شما می نویسیم که دوستانمان به دلیل همین انتقادات با احکام سنگین در زندان به سر می برند. کاش به پرونده عماد بهاور دسترسی داشتید تا بدانید حکم ۱۰ سال حبس تعزیری او نه به خاطر مبارزه مسلحانه که به دلیل باور به انتقادات امروز شما صادر شده است.
جناب آقای مطهری
این روزها از رد صلاحیت غیرقانونی تعدادی از منتقدین به شرایط کشور و دولت که زخمههای آن شما را نیز نواخت، انتقاد کرده و از پائین آمدن مشارکت در انتخابات و مخدوش شدن اعتماد مردم به نظام در پی این رفتارها سخن به میان آوردهاید. آیا نمیدانید کسانی که روزگاری در این کشور زبان به انتقاد گشودند و ردصلاحیتهای غیرقانونی را مضر برای حال و آینده نظام دانستند، از نمایندگان آن روز مجلس شورای اسلامی تا روزنامهنگاران، امروز در زندانهای کشور محبوسند؟ آیا این خود اعتراضی نمیطلبد چنانکه اعتراضی برای برخورد با حسین علایی؟
حال که از نگرانی برای کاهش مشارکت در انتخابات گفته اید، این را هم بگویید که صدور احکام سنگین (شما بخوانید سپاسگزاری صمیمانه) برای کسانی که در خلق حادثه بزرگ حضور بی نظیر مردم در صحنه انتخابات نقش آفریدند هم باعث کاهش مشارکت خواهد شد. کاش به پرونده صابر عباسیان دسترسی داشتید تا بدانید مهمترین اتهام او حتی نه شرکت در راهپیمایی های آرام که حضور در ستاد انتخاباتی جوانان حامی خاتمی و موسوی ۸۸ (به زعم حضرات، گروه غیر قانونی) بوده است و ۵ سال حبس تعزیری نتیجه مسئولیت پذیری صابر در انتخابات شد.
جناب آقای مطهری
چندی پیش از عدم استقلال مجلس شورای اسلامی به دلیل برداشتهای غلط از ولایت فقیه و نبود اظهار عقیده آزاد نمایندگان از بیم رد صلاحیت سخن گفتهاید و پرده از تهدید نمایندگان مجلس به متوقف کردن پروژههای عمرانی حوزه انتخابیهشان، حمله به دفترشان و شعار دادن علیهشان در نماز جمعه برداشتید. اما آیا این برخوردها با نمایندگان مجلس و تهدیدشان بدعت جدیدی در جمهوری اسلامیست؟ رفتارهای حاکمیت با اصلاحطلبانی که برای حفظ استقلال مجلس و آزادی عمل نمایندگان ملت تلاش کردند و از دادن هزینه این آرمان انقلاب اسلامی بیمی نداشتند، هنوز فراموش نشده است. همچنین است در مورد روزنامهنگارانی که پرده از بدعتهای روزگار خود برداشتند. اگر مجلس استقلال داشت اجازه نمی داد در حالی که سیدضیا نبوی (دانشجوی ستاره داری که در دفاع از حق تحصیل خود و دیگر دانشجویان ستاره دار بازداشت شد) هر روز فریاد می زند از سازمان منافقین بیزار است، بر خلاف صراحت آیه ۹۴ سوره نساء و روایات متعدد و درک بدیهی وجدان، قاضی ۱۰ سال حبس تعزیری در تبعید به این اتهام واهی به وی بدهد. اگر مجلس استقلال داشت از ابتدا در برابر پدیده ستاره دار کردن دانشجویان می ایستاد تا دستگاه های امنیتی برای توجیه کار خود ضیا را قربانی ای برای سرپوش بر اشتباهات پی در پی خود نکنند.
جناب آقای مطهری
روزگاری در این کشور نسلی ظهور کردند که انتقادات امروز شما را مطرح کردند، سخن از استقلال نمایندگان مردم و مسئولیتشان در قبال مردم میراندند. سخن از انتخابات سالم و بر کرسی نشاندن رأی مردم میراندند، سخن از رد برداشتهای غلط از ولایت فقیه و رد دخالت نظامیان در عرصههای سیاسی و اقتصادی و ضرورت بازگشت آنها به پادگان هایشان می راندند. اما اکنون که انتقادات گذشته آنان و انتقادات امروز شما یکیست، آیا لب به اعتراض به رفتارها و برخوردهایی که با آنان شد نمیگشایید؟ کاش به پرونده اسماعیل صحابه دسترسی داشتید تا بدانید ۴ سال و نیم حبس تعزیری وی نه به خاطر براندازی که به خاطر شرکت در دعای کمیل در منزل شخصی (تاکید می کنیم منزل شخصی) خانواده یک زندانی حوادث پس از انتخابات صادر شده است. کاش به پرونده مسعود باستانی یکی از جوانان روزنامه نگار دسترسی داشتید تا می دانستید ۵ سال از ۶ سال حبس او نه به دلیل آتش زدن بانک که به خاطر شرکت در راهپیمایی آرام ۲۵ و ۲۶ خرداد صادر شده است. کاش از دادستان محترم تهران در مورد هنگامه شهیدی و تبعات جسمی و روحی که به برکت دوران بازداشت به یادگار دارد سوال می کردید تا نتیجه حاکم شدن تفکر فعلی را بر امنیت کشور بدانید.
جناب آقای مطهری عزیز
امروز انحصارطلبان در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی عزم خود را جزم کردهاند تا آخرین منتقدان و آخرین حلقومهای معترض را نیز خاموش کنند و در این راه، کشور را به سختترین و خطرناکترین شرایط بینالمللی نیز سوق دادهاند. ما و شما میدانیم که «جمهوری اسلامی» آن هم نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، آن چیزی نیست که امروز شاهد آن هستیم. اگر این طور بود حسین نعیمی پور به دلیل حضور در کمپین انتخاباتی موج سوم با ۴ سال حبس تعزیری در زندان به سر نمی برد. اگر این بود حداقل به حرمت برادر شهید عبدالله مومنی برای اعتراف به آنچه می خواستند آن گونه که قلم شرم دارد از نوشتن، او را شکنجه نمی کردند. اگر بود مهدی محمودیان به جای ۵ سال حبس تعزیری به دلیل افشای قبرهای بی نام و نشان شهیدان پس از انتخابات و افشای جنایتخانه کهریزک، حتما مورد تقدیر و قدردانی مسئولین قرار میگرفت. اگر این گونه بود از یک طرف به امید کوکبی نخبه فیزیک اتمی اتهام جاسوسی نمی زدند و از طرف دیگر برای خانواده اش بلیط هواپیما و ملاقات حضوری هماهنگ نمی کردند تا او را مجاب به همکاری علمی کنند.
یادگار گرامی استاد شهید مطهری
میراث باقی مانده از انقلاب اسلامی، امروز هیچ شباهتی با آرمانها و اهداف نخست که و پدران و مادرانمان برایمان تعریف کرده اند ندارد و «آزادی» که از اصلیترین شعارهای انقلاب اسلامی بود، روز به روز در ضعیفترین مواضع قرار گرفته است. اگر این طور نبود امثال علی ملیحیٍ، حسن زیدآبادی، آرش صادقی، مهدی اقبال، علی شکرچی، حسین نیکخواه، علی جمالی، سهام بورقانی، بهاره هدایت و صدها جوان دیگر به خاطر توهمات امثال آقایان رسایی و فدایی و حسینیان و کوچک زاده در زندان به سر نمی بردند. اگر نبود بسیاری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات را به آن شکل در دادگاه هایی که دیدیم پس از تمرین حاضر نمی کردند. در مورد آن دادگاهها به ذکر همین بسنده می کنیم که به متهمانی که اسفند ۸۷ به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی بازداشت شده بودند قول داده بودند در صورت همکاری و اعتراف در دادگاه پس از گذراندن حبس چند ساله آنها را آزاد خواهند کرد. پس از فریب خوردن و همکاری و اعتراف این افراد در دادگاه های حوادث پس از انتخابات! بر خلاف وعده داده شده ۲ نفر از ۳ نفر بازداشت شده اعدام شدند و نفر سوم امیر عارفی فرد پس از شکستن حکم اعدام به ۱۵ سال حبس به استان خوزستان تبعید شد.
آقای مطهری
هیچ کدام از ما برانداز نبودیم و کسانی که دغدغه براندازی داشتند را طرد می کردیم. تا انتخابات علیرغم همه گله ها و انتقاداتی که داشتیم مساله هیچ کدام از ما رهبری نبود. همه ما به آرمانهای انقلاب اعتقاد راسخ داشتیم و داریم. از خود جوانان حاضر در جریان سیاسی تان سوال کنید تا بگویند تلاش ما برای حفظ لنگرگاهی به نام امام خمینی برای ایجاد وحدت و سمبل مردم داری در نظام حتما از آنها بیشتر بوده که کمتر نیست، با وجود دفاع از حقوق منتقدین، حکومت دینی عادل را ایده آل می دانستیم. علیرغم این که هرگز با بخشی از افکار شما نمی توانستیم در یک جریان قرار بگیریم ولی در اصول اصلی انقلاب خود را مخالف شما نمی دانستیم.
اما امروز و بعد از حوادث پس از انتخابات ما سوالات جدی داریم که کسی حاضر به پاسخگویی نیست و صادقانه تر آنکه هراس از اشاره به آنها داریم، چه رسد بی لکنت بیان کردن آنها! امروز نسبت حکومت و دین با این اتفاقات که به باورهای بسیاری از مردم لطمه زد برای ما نیز دچار ابهام شده است. جایگاه مخالفین در ولایت فقیه کجاست؟ غیر از “له کردن مخالف زیر پای خود” برخورد جناح اصولگرا نسبت به مخالفین خود در دو سال گذشته چه نامی دارد؟ نسبت به عملکرد رهبری سوالات زیادی داریم که متاسفانه بخشی از آن را قابل دفاع نمی دانیم؛ و تصور کنید در این شرایط سخنان آقاتهرانی را که مرز این سوالات را خط خون! می دانند.
جناب آقای مطهری
علیرغم همه این ها امروز ما و همه دلسوزان نظام و کشور نگران ارزشهای مطلوب انقلاب و مردم هستیم، نه نگران هزینههایی که تاکنون در این راه دادهایم. نگران حاکم شدن تفکری هستیم که همه داشته های انقلاب را تنگ نظرانه می بلعد و تلخ تر این که تفکر متوهم داستان سرا امروز در دستگاه هایی که قرار بود چشم امین نظام و مردم باشد رخنه کرده و حقایق را وارونه نشان می دهد.
باور داریم همه ما در حاکم شدن این تفکر سهیم هستیم. ما به سهم خود می گوییم اگر بعد از دوم خرداد آن گونه نسبت به هجمه برخی منسوبین به اصلاحات به برخی بزرگان و محترمین جریان مقابل و بعضا ارزش ها سکوت نمی کردیم امروز مجبور به تحمل امثال رسایی و سالک و مصلحی و علم الهدی نبودیم. و از سوی دیگر اگر با هم در مقابل داستان سرایی های غیر واقعی امثال شریعتمداری علیه آقای خاتمی می ایستادیم و آزادی مد نظر ایشان را به دروغ به بی بند و باری تفسیر نمی کردیم کشور امروز در چنگال کاسبین و کرکسین اسیر نبود. اگر اتهام زنی های بی جا به آقای هاشمی را برنمی تابیدیم راه برای محمود احمدی نژاد باز نمی کردیم. اگر با حفظ حرمت، دوستانه نقدهایمان را به رهبری (چه در دوران حضرت امام و چه در دوران آیت الله خامنه ای) می گفتیم امروز شاهد این نبودیم که این رکن قانون اساسی تبدیل به ابزاری برای حذف جریان مخالفمان شود.
جناب آقای مطهری
علیرغم همه داستان سرایی های جبهه پایداری ها و رسایی ها و فدایی ها در صورت حمله بیگانه این سینه ماست که سپر حفظ استقلال و آزادی کشور قرار خواهد گرفت نه امثال این آقایان که نفرت و خشونت به هموطن و هم دینشان از سر تا پای گفتارشان می ریزد.
آرزو می کنیم این روزهای تلخ زودتر بگذرد، آرزو می کنیم که تهدیدهایی که کشور و مردم کشورمان اکنون با آن دست و پنجه نرم میکنند با در پیش گرفتن مسیرهای عقلانی و منطقی رفع گردد. آرزو می کنیم که مجلس شورای اسلامی در مسیر بازپسگیری استقلال خود قدم بردارد. آرزو می کنیم که تهدیدهای نمایندگان تحقق خواست اقتدارگرایان را موفق نگرداند. آرزو می کنیم که تهدیدهای بینالمللی در کشوری که سرمایه بزرگی چون پیشنهاد دهنده گفتگوی تمدن ها را دارد و در بیسابقهترین مراحل خود در تاریخ این سرزمین است با نگاه منطقی به شرایط پیش رو حل و فصل گردد و آرزو می کنیم که بیش از پیش بر تعصبات و تفکراتی که ما را در این شرایط انزوا و در مرکز هدف تحریمهای بینالمللی قرار داده است، اصرار نگردد.
به امید روزی که در این کشور هیچ کس به خاطر ابراز عقیده از زندگی و آزادی و حقوق اجتماعی اش محروم نشود.
در خاتمه بار دیگر رادمردی و مروت جنابعالی را با همه اختلاف نظرهایی که با یکدیگر داریم می ستاییم و امیدواریم بهر ه ای و درسی از این سلوک ستوده، نصیب همه فعالان سیاسی و اجتماعی ما باشد.
والعاقبة للمتقین
والسلام علیکم و رحمة الله
شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب
مهدی خزعلی در نامهای به مسئولان زندان : تنها پزشکان سازمان ملل بدنم را کالبد شکافی کنند
مهدی خزعلی در نامهای به مسئولان زندان نوشت که در صورت جان باختنش در ادامه اعتصاب غذا، تنها باید پزشکان سازمان ملل بدنش را کالبد شکافی کنند. به گزارش کلمه، مهدی خزعلی با نگارش نامه ای به مسئولان زندان اوین اعلام کرد؛ درصورت جان باختنش در ادامه اعتصاب غذا، پیکرش تنها باید توسط پزشکان اعزامی از سوی مجامع بین المللی، کالبد شکافی گردد. وی در این نامه به اشاره به جریان جانباختن هدی صابر و کالبد شکافی وی توسط پزشکان زندان، نسبت به کالبد شکافی و معاینات پزشکی قانونی زندان ابراز عدم اعتماد کرد. رضا هدی صابر روزنامه نگار و فعال سیاسی زندانی که در اعتراض به جان باختن هاله سحابی دست به اعتصاب غذا زده بود، در اثر حمله قلبی جانش را از دست داد. در پی آن ۶۴ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان با ارسال شهادت نامه ای، نوشتند که هدی صابر در هشتمین روز اعتصاب غذای خود در بهداری زندان اوین از سوی مامورانی که حدس می زنند ماموران امنیتی و اطلاعاتی بوده اند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به گزارش کلمه، پزشکان بیمارستان مدرس معتقدند علت مرگ وی علاوه بر اعتصاب غذا سهل انگاری مقامات زندان در انتقال به موقع به بیمارستان بوده است. اما مقامات قضایی کشور از جمله دادستان کل کشور هموار هیچ گاه به این موضوع نپرداختند.
تاکید چند باره در آخرین گفت و گوی تلفنی با فرزندان
میرحسین موسوی: چیزی تغییر نکرده است، بر مواضع خود ایستاده ام
چکیده :مهندس موسوی با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که «هیچ چیز عوض نشده است و خطاب فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام. در ادامه ایشان گفته اند «ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» هنوز از دلایل احتمالی این تاکید اطلاع دقیقی در دست نیست. …

میرحسین موسوی درگفت و گوی تلفنی اخیر خود بر مواضع پیشین خود تاکید کرده است.
در ادامه بازداشت غیر قانونی آقای میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد که با قطع متناوب ارتباطات با خانواده در دوره هایی طولانی و نگرانی و انواع فشارها در سال گذشته همراه بودهاست، این دو همراه سبز پس از چندین ماه بیخبری مطلق در آستانه سالگرد حبس خانگی با فرزندان خود گفتگوی تلفنی داشتند.
بنا به گزارش رسیده به کلمه آنچه در این گفت و گوی تلفنی حائز اهمیت بود آنکه در همان ابتدای مکالمه و پیش از احوالپرسی مرسوم که بهطور طبیعی پس از چندین ماه بیخبری باید انجام میشد، مهندس موسوی با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که: «هیچ چیز عوض نشده و خطاب به فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام. در ادامه ایشان گفته اند «ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» هنوز از دلایل احتمالی این تاکید، اطلاع دقیقی در دست نیست.
خانم رهنورد نیز که برخلاف ادعاهای کذب رسانه های امنیتی روحیه ای قوی داشت به فرزندان خبر داده است که: «به دلایلی که خودتان خواهید فهمید، ما مدتها امکان صحبت با یکدیگر نداشتهایم.
درپایان مکالمه تلفنی، این پدر و مادر دربند، فرزندان خود را به بردباری و استقامت بیشتر و توکل به خدا در شدائد و شکر بر پیمودن راه حق فرا خواندند.
بنا براین گزارش پس از این گفتگوی تلفنی مجددا فشارها بر دختران مهندس به شدت افزایش یافت. به نظر می رسد ممانعت غیر قانونی و غیرکتبی ماموران امنیتی از تدریس دختر موسوی در دانشگاه الزهرا، تهدید به بازداشت و انتقال به زندان و یا مکان نامعلوم و سایرتهدیدها و ایجاد مانع ها و مشکلات دیگر برای دختران اقوام پس از این تماس و گفت و گو بوده است. همچینین ایشان در پاسخ به سوال دختران در مورد شایعاتی مبنی بر خروج آنان از شهر و به طور مثال حضور آزادانه در شمال کشور که با مقاصد نگران کننده ای از سوی مراکز امنیتی پخش شده است به شدت آن را تکذیب و بر تدام زندانی بودن خود تاکید کردند.
از جمله موارد دیگر آزار و اذیت ماموران امنیتی این بوده است که آنان با گفتن این که حکم بازداشت دارند و به اندازه کافی علیه آنان سند جمع کردهاند، داماد و دختران را مورد تفتیش و بازجویی قرار دادند. در این بازجویی ها ضمن تکرار اتهامات بی پایه قبلی به مهندس موسوی و همسرشان گفته شد که این فشارهای جدید شغلی ، امنیتی و خانوادگی همگی به خاطر اصرار و پایداری مهندس میرحسین موسوی بر مواضع پیشین است که او علیرغم میل ماموران در همین آخرین تلفن به دخترانش انتقال داده است.
اگرچه دختران و سایر اعضای خانواده این دو یار دربند جنبش سبز همچون اقوام سایر زندانیان سیاسی دیگر شدیدا تحت انواع فشارها بودهاند، همواره بر ایستادگی در کنار دو عزیز زندانی خود و باور و افتخار به این راه تاکید کردهاند.
نیروهای امنیتی شبانه مهدی خزعلی را از بیمارستان بردند
چکیده :نیرو های امنیتی در ساعت دو نیمه شب به بیمارستان طالقانی مراجعه کرده و دکتر مهدی خزعلی به مکان نامعلومی منتقل کردند. این اقدام نیروهای امنیتی بدون اجازه و موافقت پزشکان بیمارستان صورت گرفته است. پرسنل بیمارستان که از این عمل شوکه شده بودند، در مقابل نیروهای امنیتی قادر به هیچ واکنشی نبودند و نظاره گر بودند. …
دکتر مهدی خزعلی ساعت دو نیمه شب توسط نیروهای امنیتی از بیمارستان طالقانی برده شد.
به گزارش رسیده به کلمه از بیمارستان طالقانی، نیرو های امنیتی در ساعت ۲ نیمه شب به بیمارستان طالقانی مراجعه کرده و دکتر مهدی خزعلی را با خود بردند.
این اقدام نیروهای امنیتی بدون اجازه و موافقت پزشکان بیمارستان صورت گرفته است. پرسنل بیمارستان که از این عمل شوکه شده بودند، در مقابل نیروهای امنیتی قادر به هیچ واکنشی نبودند و نظاره گر بودند.
یکی از منابع بیمارستانی که شاهد این ماجرا بوده است به کلمه گفت: با توجه به شرایط جسمی این زندانی سیاسی پس از ۴۳ روز اعتصاب غذا، جان دکتر خزعلی در خطر است و او به مراقبت های پزشکی نیاز دارد.
ماموران توضیحی برای این انتقال شبانه نداده اند.
مهدی خزعلی در حالی که بشدت کاهش وزن داشته و دچار ضعف مفرط شده است، حاضر به شکستن اعتصاب خود نیست. پرسنل بیمارستان از روحیه بالای این رزمنده خیبر خبر داده بودند.
مهدی خزعلی روز جمعه بدنبال حمله قلبی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی منتقل شده بود.



